تبليغاتX
کیشوند مات شده

یکشنبه 17 اردیبهشت1391

میشه؟

بسته سیگاری رو که تازه خریدم باز میکنم...بو میکشم....بوی زندگی میده!

 اینکه میگن سیگار آدم رو میکشه چرنده...حتی اگه منجر به سرطان ریه بشه...

میخوام زنده بمونم....حتی با یه نخ سیگار


نوشته شده توسط کیشوند مات شده در 3:49 |  لینک ثابت   • 

جمعه 8 اردیبهشت1391

تیفوسی ها...چلسی....بارسلون

طرفدارای چلسی  
جان تری که اخراج شد

دو تا گل هم که خوردیم

فیسبوک و بالاترین رو عشق است


طرفدارای بارسلون

جان تری که اخراج شد
دوتا گل هم که زدیم

فیسبوک و بالاترین رو عشق است

                          .
                          .
                          .
                          .
                          .
                          .
هر دو گروه بعد از خبردار شدن از نتیجه نهایی تو فیسبوک و بالاترین
نوشته شده توسط کیشوند مات شده در 13:46 |  لینک ثابت   • 

سه شنبه 15 شهریور1390

یعنی چه؟

نوشتن یادم رفته انگار...هرچی زور میزنم...آخرش به wc ختم میشم!!!


حرف اضافه:بدبختیه مارو ببین تورو خدا

نوشته شده توسط کیشوند مات شده در 14:38 |  لینک ثابت   • 

جمعه 11 شهریور1390

سعادت

دوستی داریم بسیار مهربون...می خواست بعد از عمری زن بگیره

کارها خوب پیش میره تا اونجایی که دختره از تهران پا میشه میاد اینجا

واسه آشنایی بیشتر و میرن رستوران...

ظاهرا" دختره از خوشی زیاد سکته میکنه و

میمیره(خدا بیامرزتش)...همونجا تو رستوران

حرف اضافه:این دوره زمونه شوهر گیر میاد مگه!!

نوشته شده توسط کیشوند مات شده در 13:2 |  لینک ثابت   • 

پنجشنبه 10 شهریور1390

لامصبا

کناری ایستاده بودن..دو نفر بودن؛پسرای حدودا" 23-24 ساله؛یواشکی پچ پچ میکردن

یکیشون اون یکی رو تشویق میکرد که زنگ بزنه و حال یکی رو بگیره؛اونم زد

:الو کامی تو به چه حقی دوست پسر منو قر زدی!!!

کامی:من؟کی؟

:خودش گفت,همیشه همین کارته!!!

و من.......

حرف اضافه:قررربونتون برم با این دوست پسراتون

نوشته شده توسط کیشوند مات شده در 14:42 |  لینک ثابت   • 

پنجشنبه 10 شهریور1390

revoltion

مگه ما چیمون از عربا کمتره!!!...

نوشته شده توسط کیشوند مات شده در 14:36 |  لینک ثابت   • 

یکشنبه 27 بهمن1387

چشمت بی بلا

یه روز یه دوست قدیمی که خانوم هم بود و خیلی هم با هم تعارف

 داشتیم، اومد و ازم خواست که تو یه بانک ضامنش بشم،

 گفتم چشم،،،،

گفت پس تا تو مدارکت رو تکمیل کنی،من برم مدارکم رو از خونه بیارم ،

گفتم چشم،،،،

گفت تا تو آماده بشی من با ماشین تو برم و بیام،

گفتم چشم،،،،

رفت و اومد،رفتم طرف ماشین دیدم که نخیر،انگار بهش مزه داده،

خیال پیاده شدن نداره،که یهو فرمودن میشه من رانندگی کنم؟

گفتم چشم،،،

به هر بدبختی و ترس و لرزی که بود ما رسیدیم به بانک و کارش انجام شد و

 خواستیم برگردیم که سوئیچ ماشین رو داد به من،

منم یه تعارف خشک و خالی ِ دیگه کردم که خب بازم تو بشین پشت فرمون...

گفت چشم !!!!

خلاصه تا رسید در خونشون من کلی وزن کم کردم،

آخرش که پیاده شد،انگار که یه بوهایی برده بود،پرسید رانندگیم چطور

بود؟

منم خیلی جدی گفتم :مثل خانومها رانندگی میکنین!!!

اینجا بود که دیگه منفجر شد از خنده...

آخرش هم گفت که به کسی نگو که رانندگیم اینجوری بود،

گفتم چشم...

حرف اضافه" فعلا" ذهنم آمادگی حرف اضافه رو نداره!!!

نوشته شده توسط کیشوند مات شده در 11:1 |  لینک ثابت   • 

شنبه 26 بهمن1387

عاقبت

يه روز جمعه اومدي

سرزده تو تقويم من

از حالا دعوتي واسه

اين جمعه تو ترحيم من

 اين ديگه حكم قطعيه

فكر فرار ديگه بسه

زندونيه چشماي تو

آخر هفته مرخصه

حرف اضافه" فعلا" خبری نیست

نوشته شده توسط کیشوند مات شده در 20:43 |  لینک ثابت   • 

شنبه 26 بهمن1387

زمستون

یه زمستون قشنگ و شیرین

یه زمستون زشت و تلخ

 قسمت اینه ...انگار

 

حرف اضافه" جالبه... تو روز مثلا" عشق...........

نوشته شده توسط کیشوند مات شده در 18:6 |  لینک ثابت   • 

یکشنبه 10 شهریور1387

فتانه

در کار تو ای منشی زیبا همه حیران

در مانده که در وصف نگاهت چه بگوییم

تا سکرتری چون تو بود توی اداره

ای فتنه فتان همه ارباب رجوعیم

حرف اضافه" یکی به حسابم برسه لطفا"

نوشته شده توسط کیشوند مات شده در 8:21 |  لینک ثابت   •