یکشنبه 17 اردیبهشت1391
میشه؟
اینکه میگن سیگار آدم رو میکشه چرنده...حتی اگه منجر به سرطان ریه بشه...
میخوام زنده بمونم....حتی با یه نخ سیگار
جمعه 8 اردیبهشت1391
تیفوسی ها...چلسی....بارسلون
سه شنبه 15 شهریور1390
یعنی چه؟

حرف اضافه:بدبختیه مارو ببین تورو خدا
جمعه 11 شهریور1390
سعادت
کارها خوب پیش میره تا اونجایی که دختره از تهران پا میشه میاد اینجا
واسه آشنایی بیشتر و میرن رستوران...
ظاهرا" دختره از خوشی زیاد سکته میکنه و
میمیره(خدا بیامرزتش
)...همونجا تو رستوران![]()
حرف اضافه:این دوره زمونه شوهر گیر میاد مگه!!![]()
پنجشنبه 10 شهریور1390
لامصبا
یکیشون اون یکی رو تشویق میکرد که زنگ بزنه و حال یکی رو بگیره؛اونم زد
:الو کامی تو به چه حقی دوست پسر منو قر زدی!!!![]()
کامی:من؟کی؟![]()
:خودش گفت,همیشه همین کارته!!!
و من.......![]()
حرف اضافه:قررربونتون برم با این دوست پسراتون![]()
پنجشنبه 10 شهریور1390
revoltion
یکشنبه 27 بهمن1387
چشمت بی بلا
داشتیم، اومد و ازم خواست که تو یه بانک ضامنش بشم،
گفتم چشم،،،،![]()
گفت پس تا تو مدارکت رو تکمیل کنی،من برم مدارکم رو از خونه بیارم ،
گفتم چشم،،،،![]()
گفت تا تو آماده بشی من با ماشین تو برم و بیام،
گفتم چشم،،،،![]()
رفت و اومد،رفتم طرف ماشین دیدم که نخیر،انگار بهش مزه داده،
خیال پیاده شدن نداره،که یهو فرمودن میشه من رانندگی کنم؟
گفتم چشم،،،![]()
به هر بدبختی و ترس و لرزی که بود ما رسیدیم به بانک و کارش انجام شد و
خواستیم برگردیم که سوئیچ ماشین رو داد به من،
منم یه تعارف خشک و خالی ِ دیگه کردم که خب بازم تو بشین پشت فرمون...
گفت چشم !!!!![]()
خلاصه تا رسید در خونشون من کلی وزن کم کردم،
آخرش که پیاده شد،انگار که یه بوهایی برده بود،پرسید رانندگیم چطور
بود؟![]()
منم خیلی جدی گفتم :مثل خانومها رانندگی میکنین!!!![]()
اینجا بود که دیگه منفجر شد از خنده...![]()
آخرش هم گفت که به کسی نگو که رانندگیم اینجوری بود،
گفتم چشم...![]()
حرف اضافه" فعلا" ذهنم آمادگی حرف اضافه رو نداره!!!
شنبه 26 بهمن1387
عاقبت
سرزده تو تقويم من
از حالا دعوتي واسه
اين جمعه تو ترحيم من
اين ديگه حكم قطعيه
فكر فرار ديگه بسه
زندونيه چشماي تو
آخر هفته مرخصه
حرف اضافه" فعلا" خبری نیست
